Print
برگزاری نشست نوگرایان مسلمان و آموزش نوین در هند بریتانیا - دانشکده الهیات و معارف اسلامی ftis
برگزاری نشست نوگرایان مسلمان و آموزش نوین در هند بریتانیا
19 05 2025 14:29
News Code : 87340004
View Count : 2438
سومین نشست از گفت وگوهای علمی - انتقادی استادان دانشکده در موضوعات میان رشته ای با موضوع نوگرایان مسلمان و آموزش نوین در هند بریتانیا، با ارائه جناب آقای دکتر سعید شیرازی، استادیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشکده و بههمت معاونت پژوهش و فناوری برگزار شد.
در آغاز، جناب آقای دکتر حضرتی، معاون محترم پژوهش و فناوری دانشکده، بهعنوان مقدمه، به معرفی موضوع بحث، یعنی مواجهه جهان اسلام با مسئله تجدد در قرن نوزدهم میلادی پرداختند.
پس از آن، ارائه جناب آقای دکتر شیرازی شروع شد. ایشان نکاتی را بهعنوان سرآغاز بحث ابراز داشتند:
حضور بریتانیا در هند موجب تغییرات اساسی در جامعه هند شد. یکی از این تغییرات در عرصه آموزش بود. پس از قیام ۱۸۵۷ م. و سرنگونی بابریان، شرایط بر مسلمانان سخت شد و آنها در نسبت با هندوها، در موضع ضعف قرار گرفتند. از طرفی، فردی مثل سِرسید احمدخان که یکی از روشنفکران غربگرای مسلمان در ایام تسلط راج بریتانیا به حساب میآمد، سعی داشت همکیشان خود را ترغیب کند تا برای حفظ موقعیت خود و بازیابی هویت پیشین، علوم جدید را بیاموزند.
بنابراین پرسش اصلی بحث دکتر شیرازی این است: نوگرایی در آموزش مسلمانان هند چگونه شکل گرفت؟ برای پاسخ به این پرسش، میبایست به پرسشهای فرعی دیگری پاسخ داد. از جمله: ۱) اساساً زمینهها و راههای شناخت نوگرایی در زمینه آموزش برای مردمان شبه قاره، خصوصاً مسلمانان چه بود؟ ۲) رویکرد نخبگان مسلمان به موضوع آموزش (مردان و زنان) چه بود؟ ۳) پس از فروپاشی حکومت یکپارچه بابری، قدرتهای محلی، چه رویکردی در امر آموزش نوین اتخاذ کردند؟
سپس دکتر شیرازی به راهها و عوامل آشنایی مسلمانان هندی با مسئله آموزش نوین پرداختند و موارد زیر را برشمردند:
۱) حضور غربیها: دکتر شیرازی تاریخچهای از حضور ممالک اروپایی، از پرتغالیها تا انگلیسیها ارائه دادند و مواجهات شاهان و روشنفکران هندی، منجمله سرسید احمدخان با آنان را بیان کردند. سرسید احمدخان معتقد بود چون مسلمانان هند توان مقابله و برابری با قدرت حاکم انگلیسی را ندارند، بهینهترین راه ایجاد توازن، فراگیری علوم جدید از طریق روشهای نوین آموزش است.
۲) آموزش به شیوه غربی: این نوع تعلیمات، ابتدا توسط مبلغین و میسیونرها به هندوستان وارد شد، اما پس از چندی، آموزش غیرتبشیری بهمنظور پرورش نیروی بومی و بهکارگیری آنان در راستای اهداف انگلیسیها توسعه یافت. در همان ایام، زبان رسمی از فارسی به انگلیسی تبدیل و قانونی مبنی بر لزوم تسلط به زبان انگلیسی برای استخدام در مناصب حکومت بریتانیایی تصویب شد. این امر زمینه آشنایی با ادبیات انگلیسی و علوم جدید را فراهم ساخت.
۳) رواج سفر به بلاد اروپایی و سفرنامهنویسی: بخش قابلتوجهی از مکتوبات و تألیفات روشنفکران هندی که با غرب سفر کرده بودند، به موضوع ترقی امر آموزش در آن ممالک اختصاص داشت. از جمله این آثار میتوان به شگرفنامه ولایت اثر اعتصامالدین جونپوری، مسیر طالبی اثر میرزا ابوطالبخان و سفرنامه یوروپ اثر منشی محبوب عالم اشاره کرد.
۴) ورود صنعت چاپ و روزنامه نگاری: این امر همزمان با رشد این صنعت در اروپا شکل گرفت و توسعه چشمگیری در میان جماعات هندی یافت.
۵) رقابت میان مسلمانان و هندوها: زوال جایگاه مسلمین، یکی از پیامدهای برافتادن سلسله بابری بود و ایشان تمایلی به تعامل با استعمارگران انگلیسی نداشتند. با این حال، چنانکه یاد شد، برخی از روشنفکران مسلمان همچون سرسید احمدخان، به لزوم این امر با به کارگیری تجهیزات و روشهای نوین، بهویژه در عرصه آموزش برای بازیابی موقعیت مناسب پیشین تأکید میکردند.
در ادامه دکتر شیرازی به معرفی رویکرد نخبگان مسلمانان هندی در امر آموزش نوین پرداختند.
۱) عبداللطیف: او که در منطقه بنگال میزیست، معتقد بود شرایط بد اقتصادی و سیاسی مسلمانان آن منطقه موجب شده ایشان به موضوع آموزش نیاندیشند، حال آنکه به باور او، تنها راه بهبود وضعیت ایشان استفاده از روشهای نوین آموزش است.
۲) سرسید احمدخان: دو پیشآمد در تعیین سیر فکری این اندیشمند مؤثر بود. نخست باید از قیام ۱۸۵۷ یاد کرد که موجب تحول فکری بسیاری از روشنفکران مسلمان، از جمله او شد. دوم سفر سرسید به انگلستان و بازدید از دانشگاههای آکسفورد و کمبریج بود. چنانکه پیشتر برخی از آموزههای وی یاد شد، او معتقد به استفاده از روشهای نوین آموزش، تسلط بر زبان انگلیسی و تأسیس مراکز آموزشی نوین بود. مرکز آموزش اسلامی علیگر، حاصل سعی او است.
همچنین میتوان از افرادی مثل شبلی نعمانی و الطاف حسین حالی نام برد که طرفدار نوگرایی در زمینه آموزش بودند.
در ادامه بحث، دکتر شیرازی به رویکرد اجتماعات مسلمان هند در مواجهه با مسئله آموزش نوین پرداختند. ایشان سه جریان را شناسایی و معرفی کردند:
۱) نهضت علیگر: این جریان توسط سرسید و همفکران وی رهبری میشد. ایشان مجمعی سالانه که معمولاً به نام «کنفرانس آموزشی مسلمانان هند» موسوم میشود، برگزار میکردند. پیامد اصلی کوشش آنان، تأسیس دانشگاه اسلامی علیگر بود.
۲) دارالعلوم دیوبند: آنها با روشهای نوین آموزش مخالف بودند و باور داشتند تنها راه مقابله با شرایط نامطلوب آن عصر، اتحاد مسلمین و ترویج آموزههای اصیل اسلامی است.
۳) دارالعلوم ندوهالعلماء لکهنو: این جریان شامل افراد میانهرو میشد که میخواستند میان باورهای غربگرای نهضت علیگر و اندیشه سنتمآب دیوبندیه، راه میانهای بیابند.
در انتها دکتر شیرازی به مواجهات روشنفکران هندی با مسئله آموزش زنان پرداختند. دو باور در این باره وجود داشت. گروهی مثل سرسید احمدخان دلایلی را در لزوم در اولویت قراردادن آموزش مردان بر زنان پیش میکشیدند و به این ترتیب با توسعه تعلیمات نوین برای بانوان به مخالفت برخاستند. از طرفی، عدهای همچون نذیر احمد و الطاف حسین حالی از آموزش بانوان دفاع کردند. در این میان افرادی مانند شبلی نعمانی از این فراتر رفته، باور داشتند زنان باید بهوسیله آموزش نوین چنان تعلیم ببینند که بتوانند به استقلال مالی برسند. در این بین، برخی نشریات نیز مثل نشریه تهذیب النسوان، عصمت و خاتون در دفاع از حق آموزش بانوان منتشر شد.
پس از پایان بحث، اساتید حاضر در جلسه با طرح پرسشهایی درباره وجوه مختلف موضوعات مطرحشده، مباحث و ابهامات خود را بیان کردند که دکتر شیرازی و دیگر اساتید با گفتگو در مقام پاسخ برآمدند.
